خوشه های شعر ( هوشنگ رئوف )
خوشه های شعر ( هوشنگ رئوف )

خوشه های شعر ( هوشنگ رئوف )

شعر و ادب پارسی

چشمانم را برایت جفت کرده ام کنار جا کفشی (هوشنگ رئوف)

انتظار 
** 
چشمانم را برایت جفت کرده ام کنار جا کفشی 
و گوشهایم را سپرده ام به دهان زنگ 

از برگ برگ هوای تازه 
کلمه کلمه 
دل چین نموده ام 
ردیف ردیف 
روی میز 
برای گفتگو های عصرانه 

بر طارمی ایستاده ام 
آشوب دلم را می بینم 
که کوچه را هی بالا و پایین میرود 

ساعت روی بی قراری زمان مانده است 
و عقربه هم هی حواسم را نیش میزند 
عقرب وار 

تو نیامدی 
غروب آمده 
و ایستاده بر درگاه 
و تاریکی را 
ریز ریز می ریزد 
بر من 
بر خانه 
بر میز 


هوشنگ رئوف


  ادامه مطلب ...

گیرم بهار باشد و ابرها(هوشنگ رئوف)

کام تلخ 
** 
گیرم بهار باشد 
و ابرها 
تمام زاگرس را 
جنگل جنگل 
پای درخت ها 
بر گاهواره های شکوفه 
نم نم های عاشقانه بخوانند 
کام بادام های کوهی 
حالا حالا 
شیرین نمی شود ... 



هوشنگ رئوف


  ادامه مطلب ...

از یک طرف  ایلغار ابر های مغولی (هوشنگ رئوف)

لریاتی 
------«- 

از یک طرف 
ایلغار ابر های مغولی 
و از یکطرف 
آشیر داری باد و سیلاب 
با خرمن هستی ام 
هنوز عقاب غیرتم 
بالاتر از پیشانی کبیر کوه 
با بال های سلطنت چرخ می زند 
آموخته ام 
در گردنه های دشوار زندگی 
با قرصی نان بلوط 
و مشتی برفاب 
بر بستری از سنگلاخ بخوابم 
با چشمان باز 
به دیدارم که می آیید 
داسی بیاورید 
به شکل هلال ماه با تلفظ نور 
تا خار زار غصه هایم را 
درو کنم 
و چند قدم طارمی 
تا بالیدن دوباره شوق را 
در مهتابی های زاگرس تماشا کنم .. 


هوشنگ رئوف

  ادامه مطلب ...

جمعه ،بن بست یک جاده فرعی ست(هوشنگ رئوف )

جمعه 
**

جمعه ،بن بست یک جاده فرعی ست
که از کنار گریه های خاک نشین پنجشنبه می گذرد

و خانوادگی در آن جمع میشویم 
چای دم کرده هفته را برای هم 
در استکان های لب پریده  می ریزیم 

و درست  همان لحظه 
بیاد می آوریم 
که باز 
قوطی قند را 
جا گذاشته ایم 



هوشنگ رئوف 


  

ادامه مطلب ...