خوشه های شعر ( هوشنگ رئوف )
خوشه های شعر ( هوشنگ رئوف )

خوشه های شعر ( هوشنگ رئوف )

شعر و ادب پارسی

همه جهان مال من است: به قلم دکتر فتح اله شفیع زاده







چاپ شده در فصل نامه ادبی درگاه 

شماره 2 پاییز 1391

دکتر فتح اله شفیع زاده

همه جهان مال من است

بیا از پشت عینک سر به زیریهای هم بینیم

جوانی های هم دیدیم ، پیری های هم بینیم .( شهریار)

هوشنگ رئوف را از دوران دبیرستان، حدود سال 1348 می شناختم ، ایامی که سبب اشتیاق  به ادبیات و سیر در عوالم شاعری به انجمن ادبی دبیرستان بهار آن زمان واقع در جنب پارک شهر فعلی،  که در سال 1342 به کوشش رئیس دبیرستان وقت زنده یاد علی محمد ساکی و با مساعدت فرماندار وقت زنده یاد علی اصغر ادیب محمدی برپا شده بود مراجعه می کردم، در میان دوستانی که اهل شعر و ادب بودند از قبیل، ایرج احمدی، هاشم باباعلی، محمود موسوی نژاد و ایرج احمدی فرد، و دیگرانی که نامشان را به خاطر ندارم با جوانی همسال و همدل آشنا شدم که آراسته به ویژگیهایی خاص از قبیل حُسن سلوک، صمیمت و تکیه کلامی مخصوص بود، (سِلام عَزیزِدلِمِ، سیقَت بام، جِگِرم) که پس از گذشت حدود چهاردهه از آن زمان هنوز همزاد ذهن و زبان  اوست،  ودر کلام  محاوره ای مهربانانه اش تداوم دارد، بعدها که به مناسبت ادامه تحصیلات پزشکی توفیق حضور در آن انجمن ادبی را نیافتم، ارتباط و دوستی متقابل ما ادامه یافت و من خوشحال از اینکه می شنیدم او هنوز به فعالیت های ادبی اش ادامه می دهد، به گونه ای که اشتغال و کار در چاپخانه های دانش و امیر کبیر خرم آباد، علیرغم تمامی مشکلات که به قول هولدرلین (در این روزگار تنگنا، شاعران چه می کنند؟)زمینه ساز بستر خلاقیت و باروری ذوق ادبی او شده بود خودش می گوید .

دستی سیاه / مثل کلاغی گرسنه /  درجستجوی لاشه حروف / برفرار گذرهای چوبی /  پرواز می کند.

انتشار اولین مجموعه شعرش، با نام سفره خورشید، در سال 1353 به عنوان اولین دفترشعر شاعران بومی سرای لرستان توسط انتشارات نیمای تهران در50 صفحه، از ذهن و زبان  شاعری  جوان در قالب نیمایی، با مضامین لِریک (غنایی) و اجتماعی سُرایش می شد، رئوف در این مجموعه شعر، نخستین مولفه های شعر اجتماعی اومانیستی ( انسان باوری) خود را تجربه کرد و با به کارگیری عنصرخیال و ایماژها و اصطلاحات ولغات بومی، به نوعی بدعت شکنی  رومانتیسم رایج شعر پرداخت.

سیاهی / در عمق شب / ته نشین می شود / خروسی / اضطراب شبانه را / از بال هایش می تکاند / و بربام روستا/ غزل بزرگ سپیدی را / پخش می کند / درختی / در بوسه های سبز نسیم گم می شود/ ومردی/ با بِریق طلایی/ از پیشانی بامداد / حرکت می کند.

در بیشتر  این اشعار تفوق زبان گفتاری رئوف برزبان معیاری کلاسیک آشکار است. ویژگیهای تصویر گرایانه و فضا سازی، در تجربه های شعر نیمایی او را به افق های دیگری می کشاند، چنانچه پیشگامان مطرحی از قبیل محمد علی سپانلو  در 90 سال شعر ایران و علی بابا چاهی و  منوچهر آتشی  او را در زمره شاعران موج سوم قلمداد می کنند و اما آنچه که سبب ساز خاطره ها و ارتباط بیشتر من با ایشان گردید علاقه مشترک مان به صدای زنده یاد مسعود بختیاری و حضور در برنامه های کوه نوردی و صعود به قللی از قبیل کُربه ای سفیدکوه، یافته، مپل، شاه شهیدان  زردکوه بختیاری بود، خاطراتی شیرین و به یادماندنی از کوه گردیها و شب مانی های کوهستان و حضور در جمع صمیمی دوستانی یکدل، چه شب هایی که در کنار شعله آتش بلوط به نغمه بلبلان کوهی، گوش جان می سپردیم و چه لحظاتی که با صدای قُل قُل کتری سیاه و دود گرفته چای، در وزش خنکای نسیم شبانگاهی کوهستان با بال شعر هوشنگ رئوف به افق های دور دست پرواز کرده و شوگار شکوه کوهستان را باکوله بار خستگی درضیافتی مهربانانه به روشنای صبح می رساندیم .

آن دورها /  هِنجِس و مَپِل / به شیطنت / کلاه  خورشید را / دست به دست می برند / اینجا نِسار /  درسِتِره ای از یخ و برف /  به خواب سنگ رفته است  / آه  /در آفتاب نشین کوه/ دلم کتری سیاهی است / برشعله های هیزم ...

در خصوص شیوه شاعرانگی و سبک کلامی رئوف نباید به گونه ای سهل و ممتنع به تفسیر نشست، چرا که او درزمره شاعرانی است که کلامش از صفحه نگارش و زبان معیاری به عرصه اندیشه زبان محاوری کوچ کرده و در قالب دکلماسیون، به نوع سبک شعری آکائیک دست یافته است .

شاعرم /  همه جهان مال من است /  بُنچاق آن را / در گوشه ای از دلم /  پنهان کرده ام.

از هوشنگ رئوف به قرار اطلاع 5 مجموعه شعر توسط انتشارات سیفا در دست چاپ و انتشار قرار دارد. علت این فاصله طولانی، از چاپ اولین مجموعه  شعرش سفره خورشید (سال 1353 )تاکنون را خودش چاپ آثارش را در نشریات معتبر دهه پنجاه و شصت همچون(آدینه دنیای سخن ، آیندگان ، فردوسی و نشریات معتبر محلی) ذکر می کند. درهرحال برای این یار دیرین و این شاعر خوب دیار ، آرزوی  سلامتی و تداوم اندیشه هایی وقاد و پربار را دارم .



 وبلاگ فصل نامه ادبی در گاه :   منبع